تبليغاتX
هوا

هوا

برای زنده ماندن...خفه شده بودیم...



روزی خودم را دار خواهم زد

نه با این طناب

با همین شعر

با همین واژه های مادرزاد لال

حلالم کنید



+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391ساعت 22:2  توسط حوا  | 



به باد گفته ام

تندتر بوزد

تا به تو برسد



مثل باد

مثل ابر

مثل هرچه می گذشت

از کنار تو

گذشته ام



به باد گفته ام

به تو که رسید

بایستد



+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391ساعت 22:7  توسط حوا  | 



در دستهای من

نقشه هیچ گنجی نبود

هرچند کف بین ها هم

نقشه خوان های خوبی نیستند




+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1391ساعت 22:33  توسط حوا  | 



هرجای این اتاق

بخشی از خودم را پنهان می کنم

تا مخفیانه

با تو زندگی کند



+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم فروردین 1391ساعت 0:32  توسط حوا  | 



هر سلول از تنم


یک سلول انفرادیست



+ نوشته شده در  جمعه یازدهم فروردین 1391ساعت 1:11  توسط حوا  | 



ای کاش ماه

شب اول عید

به پنجره می آمد




+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم فروردین 1391ساعت 22:52  توسط حوا  | 



آرام 

از درون می شکست

کوه آتشفشان



+ نوشته شده در  شنبه پنجم فروردین 1391ساعت 3:13  توسط حوا  | 



وقتی این ساز

دست به دست تو می دهد

من باید جای دیگری

دستهای حوصله ام را بند کنم



+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم اسفند 1390ساعت 11:15  توسط حوا  | 



زمین اسب رامی نیست

هر چقدر کار بلد باشی

زمین وحشیانه می چرخد

اول به دور خودش

بعد به دور تو



+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم اسفند 1390ساعت 12:26  توسط حوا  | 



توجه    توجه

صدای مردانه ای که می شنوید

صدای یک زن است

پشت این صدا

ساعتها گریه کرده اند!



+ نوشته شده در  دوشنبه یکم اسفند 1390ساعت 23:25  توسط حوا  |